تبليغاتX
※ نگـين سبز ※

※ نگـين سبز ※
شهر جويُم نگـين سبز جنوب استان فارس
ماه محرم ماه خون ماه شهادت + عكسهاي محرم و صفر + شعر امام حسين (ع) + گالري عكس محرم

بازديد از اين پست


قيامت بي حسين غوغا ندارد

 

شفاعت بي علي معنا ندارد

 

حسيني باش كه در محشر نگويند

 

چرا پرونده ات امضا ندارد




 

 

 hspace=0یک نگاهی کن تا که گردم مست مستت یا حسین

 

 hspace=0ای دو عالم جلوه ای از ناز شصتت یا حسین  

                   

لينك آهنگ حسيني برتنم نشونه از اينجا

لينك آهنگ حسيني واويلا از اينجا

لينك آهنگ حسيني يه خنجر از اينجا

             

باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين   

    سينه ما مي‌شود کرب و بلاي حسين

کاش خدا قستم رزق حلالي کند

 

   تا که توانم کنم خرج عزاي حسين

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه   

  تا که بگيرم صفا من ز صفاي حسين

هرکه عزدار اوست شيعه و غمخوار اوست 

       ناله ی او مي‌دهد سوز صداي حسين

مادر او فاطمه خوب دعا مي‌کند

يا ابوالفضل يا حسين

  هرکه بريزد ز چشم اشک براي حسين

اشک عطاي خداست هديه خيرالنساست        

   نيست کسي لايقش غير گداي حسين

ماه محرم کند جامعه را زير و رو 

     جمله جوانان شوند مست ولاي حسين

بهتر از اين گريه‌ها نيست سلاحي به دست 

 

    تا که بماند بپا دين خداي حسين  

ماه محرم ما خون


امام عاشورا

    

اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند

 

ولي براي پريدن زمانمان دادند

 

خبر دهيد دوباره به بال فطرس ها

 

مجال پر زدن آسمانمان دادند

 

به احترام ملائك امانت حق را

 

به دست فاطمه ي مهربانمان دادند

 

بدون واسطه امشب كنار سجاده

 

تمام حسن خدا را نشانمان دادند

 

قسم به بوسه ي لبهاي سبز پيغمبر

 

براي بردن نامت زبانمان دادند

 

دانلود كتاب اسرار عاشورا از اينجا k ۳۳۷

دانلود كتاب داستانهاي شگفت از اينجا  ۳۱۸ k

 

يا حسين (ع) wWw.Juyom.2ir.ir  گالري عكسهاي حسيني و آهنگ و شعر در ادامه مطلبيا حسين (ع) wWw.Juyom.2ir.ir

 

چه شبا که کربلاتُ به لب و زبون آوردم

تو مُحرمِت آقا جون، دل و به خدا سپردم

چه روزا كه توي هيئت ،مي گرفت دلم بهونه

اينقده حسين مي‌گفتم، دل مي شد برات ديوونه

كوچيكيم يادم مي يادش، يه پيرن سياهي داشتم

توي پيرهنام هميشه، اونو خيلي دوست مي داشتم

با چادر سياه مادر، خيمه اي به پا مي كردم

زير خيمه‌‌ي‌ عزاهات ، اسمت‌ و صدا مي كردم

با تموم رو سياهي ، عزات و بپا مي كردم

هرچي رو به غير عشقِت، از خودم جدا مي كردم

با خودم همش مي گفتم، تو كه آبرو نداري

چرا دائما تو اسمِ، آقات و به لب مي آري

كاش يه بار ديگه بيادش، اون روزاي آسموني

منو مثل بچگي‌هام، دوباره پيشِت بِخُوني

عشق ناب تو هميشه، جذبه‌ي عجيبي داره

كه بدا رو مثل من هم، توي مجلست مي‌ياره

انا مني




 


ادامه مطلب
|لينك ثابت | نوشته شده توسط مــهــدی مهربون در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 6:24 |