تبليغاتX


※ نگـين سبز ※ juyom

※ نگـين سبز ※ juyom
شهر جويُم نگـين سبز جنوب استان فارس
حضرت موسى و مناجات با خدا

بازديد از اين پست شده

حضرت موسى (علیه السلام ) در مناجات خود در كوه طور عرض كرد:
یا اله العالمین (اى معبود جهانیان ).
جواب شنید: لبیك (یعنى نداى تورا پذیرفتم ).
سپس عرض كرد:
یا اله المحسنین (اى خداى نیكوكاران ) همان جواب را شنید
سپس عرض كرد:
یا اله المطیعین : (اى خداى اطاعت كنندگان ) باز همان پاسخ را شنید.
سپس عرض كرد: یا اله العاصین (اى خداى گنهكاران ).
سه بار در پاسخ شنید: لبیك ، لبیك لبیك .
موسى (علیه السلام ) عرض كرد:
خدایا چرا، در دفعه چهارم ، سه بار پاسخم دادى ؟!
خداوند به او خطاب كرد:
عارفان به معرفت خود،
و نیكوكاران و اطاعت كنندگان به نیكى و اطاعت خود، اعتماد دارند،
ولى گنهكاران جز به فضل من ، پناهى ندارند،
اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه كسى پناهنده شوند؟!.

منتخب قوامیس الدرر(ملا حبیب الله كاشانى ) ص 268

مناجات حضرت موسی در کوه طور

حضرت موسی در کوه طور

حضرت موسی(ع) پس از رهاندن بنی اسرائیل از استبداد فرعون مصر و تشكیل نظام توحیدی، جهت

بادت و دریافت كتاب مقدس تورات، به كوه طور رفت. خداوند سبحان، وی را وعده داد كه او به كوه طور رود

و در آن جا چهل روز اقامت گزیند و به راز و نیاز با پروردگارش بپردازد و در همان جا، موفق به دریافت "الواح

آسمانی" و یا كتاب مقدس تورات گردد. حضرت موسی(ع) شادمان شد و برادرش هارون(ع) را جانشین

خویش نمود و خود به سوی طور رهسپار شد و از اوّل ذی قعده تا دهم ذی حجه، به مدت چهل شب و

روز، در آن جا به عبادت پرداخت.(1) قرآن كریم در چند آیه، به این داستان اشاره كرد، از جمله: 1- وَ اِذْ

واعَدْنا مُوسی أربَعینَ لَیْلَهً ثُمَّ اتَّخَذْتُمْ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ و اَنْتُمْ ظالِمُونَ.(2) 2- و واعَدْنا مُوسی ثَلثینَ لَیْلَهً و

اَتْمَمْنها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ اَرْبَعینَ لَیْلَهً …با این كه حضرت موسی(ع) به هنگام رفتن به كوه طور، به

برادرش هارون(ع) سفارش های لازم را نمود و او را به صلاح و سداد و اصلاح امت و مبارزه با فساد و فتنه

فراخواند، ولی پس از بازگشت وی به میان مردم، مشاهده كرد كه تعداد زیادی از آنان، به جای پرستش

خدای یگانه، گوساله زرّین سامری را می پرستند و مجدداً به شرك و كفر روی آوردند. این ماجرا را قرآن

مجید در چند سوره، از جمله سوره بقره و سوره اعراف تشریح كرده است. 1- مجمع البیان (فضل بن

حسن طبرسی)، ج 2-1، ص 230 و ج 4-3، ص 728

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
 
موسی (ع)  و دو عابد
 

هنگامي که حضرت موسي براي مناجات با خدا به طور مي رفت، در راه عابدي را در ديرش

مشغول عبادت ديد، آن حضرت نزد او نشست و پرسيد: چند سال است در اين دير عبادت مي کني؟

عابد گفت: هفتاد سال!

چون وقت ناهار شد، عابد سفره‌اش را پهن کرد و شروع به خوردن غذاي خود کرد، بي آن که

چيزي از آن به موسي تعارف کند!

مدتي بعد موسي برخاست تا به جانب طور رود. عابد به او گفت: اي موسي، از خدايم بپرس

که جايگاه من در بهشت کجاست؟

موسي از نزد او رفت و در راه با عابدي ديگر ملاقات کرد. از او پرسيد: چند سال است عبادت مي کني؟

عابد گفت: چند سالي است.

موسي نزد او نشست، سپس عابد سيبي آورد و گفت: به جز اين سيب چيز ديگري ندارم و

همين را با هم تقسيم مي کنيم! او نيمي از سيب را به موسي داد و نيم ديگرش را خودش تناول کرد.

اندکي بعد موسي برخاست تا خداحافظي کند. عابد گفت: از پروردگارم بپرس، جايگاهم در بهشت کجاست؟

موسي در کوه طور راجع به آن دو عابد از خدا پرسيد. وحي آمد که عابد اول در آتش است و

عابد دوم جايگاهي پسنديده در بهشت دارد! موسي تعجب کرد، چون نخستين عابد هفتاد

سال خدا را عبادت کرده بود در حالي که عبادت دومي از چند سالي فراتر نمي رفت!

از پروردگار علت اين امر را پرسيد. وحي آمد که اولي غذا را از تو دريغ داشت حال آن که

دانست تو بنده و دوست مني، اما دومي تنها سيبي را که داشت با تو تقسيم کرد!

چون موسي باز گشت، آنچه را که خداوند به او وحي فرموده بود، به اطلاع آن دو رساند. عابد

اول هنگامي که خبر دوزخي بودن خود را شنيد، از موسي تقاضا کرد از خدايش دو چيز را براي او بخواهد:

اول آنكه آنقدر پيکر او را بزرگ کند که تمامي جهنم را پر سازد. دوم آنكه او را در جهنم خاص

جاي دهد، زيرا تاب شنيدن ناله عذاب شوندگان را ندارد!

موسي با خداوند مناجات کرد و تقاضاي آن عابد را به خداوند عرضه داشت. وحي آمد که او را

به بهشت مژده ده. موسي پرسيد: خدايا علت چيست؟ خداوند گفت: چون او تاب شنيدن ناله عذاب شوندگان را ندارد!

|لينك ثابت | نوشته شده توسط مــهــدی مهربون در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 10:21 |

زن و مرد از دیدگاه علم شیمی www.juyom.2ir.ir

بازديد از اين پست شده(¯`·.¸¸•*´¨`*• زن از دید علم شیمی •*´¨`*• ¸¸.·´¯)

این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت میشود و بیشتر به صورت یک ترکیب یا ماده ای چون انیدرید تبلور و سولفات خودبینی در منازل یافت میگردد.

طرز تهیه: برای تهیه این عنصر باید مقداری اکسید اسکناس ونیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده و بعد از مدتی گاز سولفور عشوه متصاعد میشود.در نتیجه به صورت رسوب در ته ویلا باقی می ماند. البته از زبان چرب و نرم هم میتوان به صورت کاتالیزور استفاده کرد.

خواص شیمیایی: بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات کرم بودر و سولفات... دارند که بعد از ترکیب شدن با این مواد نسبتاً قابل تحمل میشوند.بعضی از انواع این عنصر با خورده شیشه همراه است و خاصیت شوهرآزاری شدیدی دارند.

خواص فیزیکی: از جنس بسیار حساس میباشد و به سرعت تحت تآثیر محیط و احساسات قرار میگیرد.اگر مقداری اسید خشونت و کربنات سوزآور دیگری به نام هوو به آن اضافه کنیم فوراً ذوب شده و به صورت اشک روان میگردد و اصلاً میل ترکیب شدن با عنصر مرد را ندارد.اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند آنچنان با این عنصر ترکیب میشود که جدا شدنی نیست!

(¯`·.¸¸•*´¨`*• مرد از دیدگاه علم شیمی •*´¨`*• ¸¸.·´¯)

این عنصر اکثراً در طبیعت به صورت آزاد و علاف یافت میشود.ارزان بودن این عنصر به درصد فراوانی آن برمیگردد.این عنصر گاهی به صورت یک ترکیب با ماده ای چون سولفید حسادت و سولفات رو (از نوع سنگ پای یافت شده در معادن قزوین)در خیابان یافت میگردد.این عنصر به علت واکنش زیاد همواره باید زیر نظر نگهداری شود.

طرز تهیه: براي تهیه این عنصر باید واکنشهاب شیمیایی عجیب و غریبی را متحمل شد.ابتدا مقداری اکسید اسکناس و نیترات زوریم شش ظرفیتی را در مقداری سنگ پای قزوین حل کرده و بعد از مدتی گاز ادعا و سولفور قپٌی از آن متصاعد میشود.در نتیجه به صورت رسوب روی دیواره خیطی باقی می ماند.البته از ملاقه و وردنه هم میتوان به عنوان کاتالیزور استفاده کرد.

خواص شیمیایی: بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات ژل و سولفونات روغن نباتی و گریس دارند.نوع دیگری از این عنصر به علت اندکی ته چهره وآب اکسیژنه ارتباط محکمی با خورده شیشه دارد و دارای خاصیت موزی گری و همسرآزاری شدیدی هستند که برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن را در یک سیستم سربسته مثل آشپزخانه قرار داد و با استات قابلمه و چکش مخلوط نمود.

*نکته کنکوری: در صورت کمبود امکانات آزمایشگاهی از قبیل ملاقه و وردنه میتوان از حرارت 1500 درجه جیغ فرابنفش برای ذوب این عنصر استفاده کرد که در این صورت رسوب به صورت موش درآمده و دارای قابلیت مفتول شدن هم میباشد.نکته دیگر اینکه برای اطمینان از کم شدن خورده شیشه و سولفات روی در این عنصر میتوان تا سه بار آن را با کابل برق 100 ولت الکترولیز نمود.


•*´¨`*•
مــهـــدي مـــهــربــون •*´¨`*•

نبود در تار و پودش ♥♥♥♥ ديدي گفت عاشقه عاشق

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ نبودش ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه

فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي

سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي

باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته

بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از

رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

|لينك ثابت | نوشته شده توسط مــهــدی مهربون در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 21:19 |